زهرا اسلامى فرد
83
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
مىپرداختند : يكى ابوريحان بيرونى كه تحقيق ما للهند را در مورد فرهنگ و عقايد هند نگاشت و ديگرى نيز احمدبن محمدبن يعقوب معروف به ابنمسكويه كه مىكوشيد انديشههاى فلاسفه گذشته را درباره اخلاق جمعبندى كند و به آن نظم و انسجام بخشد . وى براى تأييد نظريات خود از قرآن و سنت نيز بهره مىجست . پس از ابنسينا دو گروه از فلاسفه به ظهور رسيدند و كارهاى ارزشمندى انجام دادند : يكى از اين گروه ، از غرب سرزمينهاى اسلامى ( اندلس ) برخاستند ، مانند ابنحزم ، ابنباجه ، ابنطفيل و ابنرشد كه در اين ميان ، ابنرشد را جايگاهى ديگر است . « 1 » اما گروه دوم ، از حكماى قرن چهارم بودند كه در نهضتى فكرى بر آن بودند تا حكمت يونانى و شريعت اسلامى را به يكديگر نزديك سازند . اينان كه به اخوانالصفا معروف بودند و جمعيتى سرّى بهشمار مىرفتند ، بدون ذكر نام ، كتابها و رسالههايى مىنگاشتند و منتشر مىكردند . به همت اين گروه ، دايرة المعارفى از مسائل فلسفه نگارش يافت كه به رسائل اخوان الصفا معروف است . اين اثر كه همواره مورد عنايت محافل علمى بوده ، به زبانهاى مختلفى چون فارسى و تركى ترجمه شده است . گفته شده كه اينان شيعه و به احتمال بسيار از فرقه اسماعيليه بودهاند . « 2 » در دوره چهارم ، فيلسوف شهيرى به نام شهابالدين سهروردى معروف به شيخ اشراق ( مقتول به سال 587 ق ) ظهور كرد . تا زمان او فلسفه اسلامى عبارت بود از فلسفه مشايى ارسطويى كه با عقايد اسلامى درآميخته بود . شيخ اشراق فلسفه را با نگاهى نوين و سبكى متفاوت بررسى كرد و مكتب جديدى به نام « فلسفه اشراق » بهوجود آورد كه در آن بيشتر به اشراقات نفسانى و كشف و شهود تكيه مىشد تا به استدلالهاى عقلى و برهانهاى منطقى . مهمترين اثر وى حكمة الاشراق است كه با منطق آغاز مىشود و با فصلى درباره جذبه و خلسه و تأمل صور ملكوتى پايان مىپذيرد . پس از سهروردى ازجمله فيلسوفان بحثانگيزى كه قد علم كرد ، فخر رازى ( 606 ق )
--> ( 1 ) . همان ، ص 131 و 132 . ( 2 ) . همان ، ص 133 ؛ ذبيحالله صفا ، تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى تا اواسط قرن پنجم ، ج 1 ، ص 296 .